حسن حسن زاده آملى

370

ده رساله فارسى (فارسى)

بحث كرده است . خوى شير دهنده و روى وى چه مادر و چه دايه از شير در كودك اثر مىگذارد زيرا كه بنيتش از آن شير است . بلكه خوى والدين و حتى احوال آنها در اوقات و نيات آنها بلكه احوال نفس اوقات درگاه انعقاد نطفه و غذاى مادر در زمان حمل چون ديگر اوصاف روانى و جسمانى او همه را تأثيرى خاص در مزاج طفل است . و حق سبحانه از مجراى وجود والدين نفخ روح مىكند كه كأنّ هر سه نافخ روحند ، و روح از اين مجارى رنگ مىگيرد چون آب باران از واديها . شيخ در امور ياد شده به نحو پراكنده در قانون و شفا و همچون ديگر مشايخ علم در كتب و صحف مربوطه بحث فرموده‌اند و به حمد اللّه تعالى ما را در هر يك از مسائل و نظائر آنها علاوه بر آگاهى به مصادر و مآخذ آنها كه در تصرّف ما است مبانى قويم و براهين اصيل روايى و طبى و فلسفى و عرفانى و نقل اشباه و امثال آنهاست كه منجر به تحرير يك دوره كتاب مىشود . اگر توفيق رفيق گردد كه روايات و رسائل طبى و به‌ويژه آداب توليد مثل و بقاى نسل و دستورالعمل بهزيستى و بهداشتى كه از وسائط فيض الهى مأثورند در يك جا گرد آيند و مطابق اصول علمى از طبى و غيره درست بيان شوند خدمتى بزرگ به مدينه فاضله انسانى انجام مىگيرد ، لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً . اكنون غرض عمده ما در نگارش اين سطور اشارتى به ارج و قدر شامخ طبيب بدين‌سبك است كه : استكمال نفس ناطقه كه ترقى وى از عقل هيولانى تا بمرتبه عقل مستفاد و ما فوق آنست بدون كمال بدن كه صحت آنست صورت نپذيريد چه اين‌كه بدن مبتلاى به آلام و اسقام از استقامت افكار باز مىماند و سير تكاملى انسانى برايش ميسور نيست . و يا به تعبير ديگر انسان با كمك كشتى بدن تواند كه در درياى بيكران هستى سير